تحلیلی بر کاربرد مدل همسویی استراتژی سی۴ در بهبود عملکرد سیستم توزیع
فناوری اطلاعات و ارتباطات، به عنوان فناوری غالب در هزاره جدید معرفی شده اند. این فناوری ها با سرعت بخشیدن به فرآیند مبادله اطلاعات و کاهش هزینه های داد و ستد، به ابزاری برای افزایش بهره وری، کارآیی و رشد در تمامی حیطه های فعالیت بشری تبدیل شده اند. محور اساسی این انقلاب، تاثیر فن آوری اطلاعات بر بخش های مختلف سازمانی می باشد. در محیط پر تلاطم کسب و کار امروز، موفقیت سازمان ها در گرو جهت گیری همه بخشهای سازمان، در راستای مسیر استراتژیک آن است. امروزه که سازمان ها درجهت رسیدن به اهداف استراتژیک خود چاره ای جز استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان یک منبع استراتژیک ندارند و اینجاست که مفهوم همسویی استراتژی های فناوری اطلاعات وکسب و کار، معنی پیدا می کند. همسویی استراتژیک، به بکارگیری فناوری اطلاعات به شیوه ای شایسته و بهنگام و درتوازن با استراتژی ها، اهداف و نیاز های کسب و کار اشاره دارد. مدیرانی که در سازمانهایشان موفق به ایجاد همسویی استراتژی های کسب و کار وفناوری اطلاعات شده اند، تاکید می کنند که ایجاد یکپارچگی برای بقا و موفقیت سازمانها ضروری به نظر می رسد.
متاسفانه باوجود اینکه واژه همسویی استراتژیک فناوری از سال ۱۹۷۰در محافل علمی خارج از کشور مطرح بوده است و تحقیقات مختلف نشان دهنده ارتباط بین همسویی استراتژیک فناوری و سیستم توزیع است، تاکنون کمتر در سازمانها و محافل علمی کشورمان مورد توجه قرار گرفته است. مقاله حاضر، تحلیلی دارد بر مدل همسویی C4با استراتژی پذیرش فناوری اطلاعات در سیستم توزیع شرکت صنایع شیر ایران(پگاه) تا از این رهگذر بتوان از مزایای رقابتی دنیای الکترونیک بهره برد.
۱٫مقدمه
در سال های اخیر، رشد سریع فناوری اطلاعات و ارتباطات (آی سی تی)، تاثیر بسیار مهمی بر زندگی بشر و کارکرد سازمانها و موسسات در کشور های مختلف داشته است[۱]. از زمان ظهور فناوری اطلاعاتی و ارتباطاتی، محققان از دیدگاه های مختلف، به بررسی آثار و تبعات استفاده از این فناوری ها پرداخته اند.در دهه ۱۹۹۰ میلادی، به همراه بهبود در فرآیندهای تولید، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار، تنها بهبود فرآیند های داخلی و انعطاف پذیری در توانایی های شرکت کافی نیست، طی آن با افزایش سرمایه گذاری در فناوری های جدید اطلاعات و ارتباطات، مطالعه پذیرش این فناوری ها بسیار مورد توجه قرار گرفته است.یکی از مهمترین چالشها انتقال کالاهای تولیدی به بازارهای هدف است[۲]. اهمیت تصمیمات اتخاذ شده در خصوص کانال های توزیع، به این دلیل است که شرکت مجبور است برای مدتی طولانی به این تصمیمات پایبند و متعهد بماند. چراکه چندین سال طول میکشد یک سیستم توزیع بطور مطلوب مستقر شود و به آسانی قابل تغییر نیست[۳].
در سال ۱۳۸۵ داریوش محمدی زنجیرانی و محمد مدرس یزدی در تحقیقی دیگر به ویژگی هایی از ادغام عملکرد استراتژیک و تجاری ایران خودرو اشاره داشتند[۴]، در مقاله ای دیگر در سال ۱۳۸۴ که توسط دکتر بهروز زارعی و دیگران انجام شده است، بیان می گردد اقداماتی نظیر تدوین مجموعه ای از استاندارد ها و قوانین در سطح محلی، منطقه ای، و بین المللی انجام گرفته که بایستی در زنجیره عرضه لحاظ گردد تا موجب همسویی فعالیت های تولید و زنجیره توزیع گردد[۲]همسویی فناوری اطلاعات و کسب و کارسازمان مفهومی است که از سال ۱۹۷۰ مطرح بوده است؛ مک لین و سودن[۱] در سال ۱۹۷۷،آیبیام[۲]در سال ۱۹۸۱، میلز[۳] در سال ۱۹۸۶، پارکر و بنسون[۴] در سال ۱۹۸۸، برانچو ودرب[۵]در سال ۱۹۸۷، دیکسون و لیتل[۶] در سال ۱۹۸۹، نیدرمن[۷] در سال ۱۹۹۱، چان و هاف[۸] در سال۱۹۹۳، هندسون و ونکاترامن[۹] در سال ۱۹۹۶، لوفتمن و بریر[۱۰] در سال ۱۹۹۹ به آن اشارهکردهاند. در طی این سالها این موضوع همواره از مهمترین مسائل مدیران کسب و کارسازمانها بوده است و اکنون نیز جزء مهمترین دغدغههای مدیران کسب و کار و فناوری اطلاعات سازمان محسوب میشود. سازمانهایی که توانستهاند به صورت موفقیتآمیز استراتژیهای فناوری اطلاعات وکسب و کار خود را یکپارچه کنند سودآوری کسب و کار بسیار خوبی را داشتهاند. مدیرانی که در سازمانهایشان موفق به ایجاد همسویی استراتژی های کسب و کار وفناوری اطلاعات شده اند، تأکید میکنند که ایجاد یکپارچگی برای بقا و موفقیت سازمان ضروری است. بخشهای فناوری اطلاعات بهعنوان عامل تغییر با تمرکز بر اصول کسب و کار سازمان باعث ایجاد ارزش افزوده در آن شدهاند و کارایی و اثربخشی را برای سازمان به ارمغان آوردهاند. تحقیقات انجام شده در زمینه همسویی استراتژیهای فناوری اطلاعات و کسب و کار، وجود ارتباط مؤثر و مثبت بین استراتژیهای رقابتی، فناوری اطلاعات و عملکرد سازمانی را نشان میدهند[۵].
شرکتهای مادر (هولدینگ) توانایی زیادی در جذب ویژگیهای مثبت سازمانی دارند. در حقیقت شرکتهای مادر یکی از کارآترین شیوهها و ابزارهایی هستند که تاکنون ابداع گردیده و میتوانند برای کنترل و مدیریت توأم دو یا چند واحد که تاکنون مستقل بودهاند، بهکار گرفته شوند. هدف از این تحقیق بررسی مفاهیم، ساختارها و فرآیندهای شرکتهای مادر (هولدینگ) است. ابتدا به بیان تعاریف مختلف برای شرکتهای مادر اشاره شده است؛ سپس انواع مختلف اینگونه شرکتها به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گفته است و در ادامه به بررسی سبکها، ساختار و فرآیندهای استراتژیک در شرکتهای مادر، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
مقدمه
امروزه بسیاری از شرکتهای مادر (هولدینگ) و شرکتهای چند بخشی در صنایع مختلف مالی، صنعتی و سرگرمی حضور دارند. با نگاهی به آمار و ارقام مربوط به حجم فعالیتهای این شرکتها میتوان دریافت که چه حجم عظیمی از تولیدات و صنایع جهانی در اختیار این بنگاههای بزرگ است. براساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان تجارت و توسعه سازمان ملل (انکتاد)، در سال ۲۰۰۷ میلادی مجموع داراییهای۲۰ شرکت مادر صنعتی بزرگ جهانی، از ۴ هزار میلیارد دلار فراتر رفته است. شرکتهای مادر در کشورهای درحال توسعه نیز سهم بزرگی از اقتصادهای ملی را در اختیار دارند، بهنحوی که حجم داراییهای ۳۰ شرکت هولدینگ بزرگ در کشورهای درحالتوسعه به بیشاز یک تریلیون دلار میرسد. هولدینگهای بزرگ صنعتی که در قالب کمپانیهای چند ملیتی و چند بخشی فعالیت میکنند، اینک نقش مهمی در جهانیسازی، انتقال سرمایه و دانش فنی به کشورهای مختلف بازی میکنند؛ به نحوی که دیگر برای فعالیتهای آنها نمیتوان مرزهای جغرافیایی خاص تصور کرد. کشورهای درحالتوسعه نیز به پیروی از کشورهای توسعهیافته آموختهاند که چگونه در این بازی بزرگ نقش بزرگتری ایفا کنند. بدون تردید افزایش سهم کشورهای در حال توسعه از تجارت، تولید و درآمد جهانی بدون وجود این شرکتها ممکن نبوده است (فتاحی، ۱۳۸۶، ص ۱۱). طی سالهـای اخیر شرکتهـای دولتی و خصوصی بسیـاری در ایران با الگـوبرداری از ساختـار شرکتهای چند کسب و کاره، اقدام به تجدید ساختار کردهاند. ورود واژگانی مانند شرکتهای مادر تخصصی، هولدینگ، سرمایهگذاری و … به ادبیات کسب و کار ایران، نتیجه این فرآیند است. بسیاری از مدیران ایرانی ساختار شرکتهای چند کسب و کاره را فرمول معجزهآسایی یافتهاند که هر مشکل سازمـانی، مانند پیچیدگی روابط، اقتصـادی نبودن فعالیتهـا و موانع رشد را مرتفع میکنـد.
علیرغم اینکه درصد بالایی از محصولات و خدمات در کشور، توسط شرکتهای مادر تولید میشود، ولی اینگونه ساختارها ناشناخته میباشند. به لحاظ اهمیت روزافزونی که اینگونه شرکتها در اقتصاد پیدا نمودهاند و نیز به علت مسائل و مشکلات و محدودیتهای خاص آنان از قبیل قانونی، سازمانی، مدیریتی، مالی و …، در این تحقیق به بررسی مبانی نظری شرکتهای مادر (هولدینگ) از جمله انواع، سبکها، ساختارها و فرآیندها به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.